پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - سفر هابرماس به ايران و نگاهي به برون - فیاض ابراهیم

سفر هابرماس به ايران و نگاهي به برون
فیاض ابراهیم

١- هابرماس، ابتدا از سوي انجمن جامعه‌ي سياسي ايران دعوت شده بود، ولي وي اين دعوت را نپذيرفت، اما دعوت مركز گفت وگوي تمدن‌ها را پذيرا گرديد. دليل آن شايد واضح باشد، ولي گفتني است: گفت وگوي تمدن‌ها ناشي از ديدگاه «هابرماس» بوده‌است، چرا كه او قايل به عقلانيت تفاهمي و ارتباطي مي‌باشد واين مبنا مي‌تواند مبنايي براي گفت‌وگوي تمدن‌ها باشد. آقاي خاتمي دراولين گفت‌وگوي خارجي خود با «سي.ان.ان» (درپيام خود به ملت امريكا) با استناد به سخنان «هابرماس» درنقد عقلانيت ابزاري و تأكيد برعقلانيت ارتباطي وتفاهمي، پرداخت ونتيجه‌ي آن دربعد سياست بين‌الملل، تشنج زدايي وگفت‌وگوي تمدن‌ها شد.يعني مبنايي نقدآميز ولي درعين حال مسالمت‌آميز واصلاح طلب، وبه همين دليل هابرماس نيمي از سال را در فرانكفورت چپ‌گرا، ونيمي از سال را در هاروارد امريكا مي‌گذراند؛ مثل «گيدنز» چپ گرا، مقوم و كارشناس دولت چپ «توني بلر» كه همراه صميمي حزب محافظه‌كار جمهوري خواه بوش محسوب مي‌گردد، وشايد اين همان مصداق بزرگ پسا مدرنيسم باشد كه تعيين كننده‌ي چپ و راست مي‌باشد.
٢- با ظهور راست‌گراها دراروپا، درابتداي قرن بيست‌ويكم (مثل اول قرن بيستم) وحذف چپ گراها در فرانسه (مركز سنتي چپ‌گرايي در اروپا) بازار چپ گرايي روز به روز درحال كساد شدن مي‌باشد وعده‌اي براين تحليل هستند كه چون بازار هابرماس درغرب كساد شده، به ايران وحاشيه‌هاي غرب آمده تا شايد مخاطبي دراين جا پيدا كند، و گرنه تاجر بزرگ هرگز به بازارهاي كوچك رغبتي نشان نمي‌دهد؛ چه اين كه هابرماس تا به حال به ايران ودعوت‌هاي مربوطه توجهي نشان نداده بود.
امروزه چپ گرايان دراروپا به انسان‌هاي پرخاشگر تفسيرمي‌شوند (خصوصا هابرماس) كه به قول برخي از انديشه‌پردازان ضرري براي سرمايه داري ندارند (هر چند سود هم ندارند) ولي مي‌توانند به عنوان انديشه‌هاي سرگرم كننده و بازي نما (خصوصاً يك بازي فكري) حالت كاتاليزوري پيدا بكنند تا غرب از اين دوره‌ي بحران انديشه بگذرد.
٣-اقبال «هابرماس» دراين سفر به مباحث علوم اجتماعي نبود، بلكه به فلسفه بود؛ وحتي كساني كه از علوم اجتماعي حضور پيدا كرده‌اند، با منظر فلسفي حضور داشته‌اند، به همين دليل سخنراني درميان اعضاي انجمن حكمت وفلسفه گرايان بوده است و در گروه فلسفه‌ي دانشگاه تهران تا دانشكده علوم اجتماعي تهران وشايد اين از مخالفت و عدم همكاري بين علوم اجتماعي ايران باگفت‌وگوي تمدن‌ها است، يعني از نظر علوم اجتماعي ايران، گفت‌وگوي تمدن‌ها نظريه‌ي متقني نيست، بلكه يك نظريه‌ي آرماني فلسفي مي‌باشد تا يك نظريه‌ي كاربردي علمي وفكري.
٤- چپ گرايان يا روشنفكران ايران داراي پشتوانه‌ي نظري كمتر درايران بوده‌اند و بعد از شكست عملي ماركسيسم درجهان به دنبال يك نوع استراتژي بقاء در صحنه‌ي كارشناسي در سطح ايران وجهان مي‌باشند و چون جوّ غالب مركز گفت‌وگوي تمدن‌ها يك نگرش چپ گونه و نقد جهان امروز همراه مي‌باشد (و خود نقد گفت‌وگوي تمدن‌ها يك حالت نقد گونه برنظريه‌ي سرمايه داري جنگ تمدن‌ها مي‌باشد). هابرماس درجهان امروز مي‌تواند جواب‌گوي اين نياز باشد. اگر چه برخي از اعضاي آن مركز، از انديشه‌ي «هايدگر» تغذيه مي‌كنند، ولي خودِ انديشه‌ي هايدگري نيز يك حالت نقد برجهان امروز سرمايه داري مي‌باشد و با نزديك شدن هابرماس به انديشه‌ي هرمنوتيكي درقالب عقلانيت تفاهمي، مي‌تواند تا حدي چپ و راست هايد گري رابه هم نزديك كند.
٥-سخنراني‌هاي «هابرماس» يك حالت مانيفستي داشت تا يك تحليل فكري و دقيق فلسفي. (به اين مطلب در قسمت دوم «نگاهي از درون» به طور مفصل پرداخته خواهد شد) مانيفستي كه يك رهنمود و به انديشه‌هاي چپ در وضعيت فعلي و يك تفاهم با ديگر انديشه‌هاي مسلط در جهان را ترسيم مي‌كرد. به عبارت ديگر، يك استراتژي فلسفي آرماني كه با ساز و كارهايي كه هنوز در انديشه‌ي علوم اجتماعي، متديك و روشنمند نشده است، مي‌تواند به عمل برسد واين، كار مركز گفت‌وگوي تمدن‌ها است كه توسط هابرماس ترسيم شده است.